<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://shiz.loxblog.com</title>
<link>https://shiz.loxblog.com</link>
<description>ندای لیلان</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>سلام</title>
<link>https://shiz.loxblog.com/سلام</link>
<guid>https://shiz.loxblog.com/سلام</guid>

<description><![CDATA[
بدون ادامه مطلب]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:17:33 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>پیامک روزجوان و ولادت حضرت علی اکبر</title>
<link>https://shiz.loxblog.com/پیامک-روزجوان-و-ولادت-حضرت-علی-اکبر</link>
<guid>https://shiz.loxblog.com/پیامک-روزجوان-و-ولادت-حضرت-علی-اکبر</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;
&nbsp;
خدا کند که جوانان زحقّ جدا نشوند/به صحبت بد و بدخواه مبتلا نشوند
&nbsp;خدا کند که جوانان زحقّ جدا نشوند/به صحبت بد و بدخواه مبتلا نشوند






خدا کند که جوانان زحقّ جدا نشوند
به صحبت بد و بدخواه مبتلا نشوند
سر عقیده خود پاى فشارند چو کوه
بسان کاه زهر باد جابجا نشوند
روز جوان مبارک
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خمیده پشت از آن دارند پیران جهانْ دیده
که اندر خاک مى&rlm;جویند ایام جوانى را
روز جوان گرامی باد
&nbsp;
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
میلاد سرو بوستان ایستادگی، زیباترین گل باغ حسین (ع)! جوان رعنا و رشید حسین (ع) یادگار علی (ع) گلستانی از زیباترین گل های فداکاری! و دریایی از آبیِ عطوفت، مبارک باد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
&nbsp;
میلاد حضرت علی اکبر علیه السلام تهنیت باد
ســـلام و درود بی پایان بر صورت و سیرت پیامبر گونه اش باد.
اس ام اس روزجوان و ولادت حضرت علی اکبر(ع)
11شعبان سالروز تولد حضرت علی اکبر شبیه ترین انسان ها به پیامبـر خیر و برکت بر شما تبریک و تهنیت باد
&nbsp;
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
&nbsp;
خواهی که ببینی رخ پیغمبر را
بنگر رخ زیبای علی اکبر را
در منطق و خلق و خوی او می بینی
با دیده ی جان محمدی دیگر را
*میلاد شبیه ترین آینه ی پیغمبری مبارک*
&nbsp;
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
&nbsp;
پیامبر اکرم-ص:
خداوند جوانی را که جوانی خویش را در راه اطاعت خدای تعالی بگذراند، دوست دارد.
.
.
*میلاد سرور جوانان عالم، حضرت علی اکبر و روز جوان مبارک باد*
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بهار عمر، جوانى است مغتنم دارش ***که این بهار ز پى، محنت خزان دارد
روز جوان مبارک
&nbsp;
اس ام اس روزجوان و ولادت حضرت علی اکبر(ع)
به پیرى قدرِ شب&rlm;هاى جوانى مى&rlm;شود ظاهر
سپیدى&rlm;هاى کاغذ مى&rlm;کند روشن سیاهى را
امید که جوانی را دریابیم
روز جوان مبارک
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ز روزگار جوانى خبر چه مى&rlm;پرسى
چو برق آمد و چون ابر نوبهاران رفت
جوانی را غنیمت شمار
روز جوان مبارک
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
&nbsp;
تبه کردم جوانى تا کنم خوش زندگانى را
چه سود از زندگانى چون تبه کردم جوانى را
روز جوان مبارک
&nbsp;
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اندرز پیران ، بیشتر زمان ها مملو از خون و درد است که بدبختانه جوان از فهم آن ناتوان است . ارد بزرگ
روز جوان مبارک
اس ام اس روزجوان و ولادت حضرت علی اکبر(ع)
نسل جوان را به جهان رهبری
جلوه ی توحید، علی اکبری
هر که هوای رخ احمد کند
در تو تماشای پیمبر کند
//ولادت باسعادت سرو باغ احمدی، آینه ی محمدی و روز جوان مبارک//
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
میلاد حضرت علی اکبر علیه السلام
مبعث، عید شکوفایی خوشبوترین گل هستی، و روز جوان مبارک.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
/*ولادت جوانه ی خورشید کربلا، حضرت علی اکبر و روز جوان، تبریک و تهنیت*/
&nbsp;
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کـــو نان دوویل: جوانی پلی میان کودکی و پیری است. خوشبخت آن کسی است که این پل را به سلامت بگذراند.
//* روز جوان مبارک *\
اس ام اس روزجوان و ولادت حضرت علی اکبر(ع)
از دامان لیلا گلى بر آمد
شبیه حضرت پیغمبر آمد
نور دل زینب اطهرآمد
لشکر کربلا را افسر آمد
.
.
ولادت زیباترین، بااخلاق ترین، داناترین و رشیدترین جوان تاریخ مبارک
&nbsp;
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
&nbsp;
جوانى شمع ره کردم که یابم زندگانى را
نجستم زندگانى را و گم کردم جوانى را
روز جوان مبارک
&nbsp;
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
&nbsp;
. عزیزم! از جوانی به اندازه &rlm;ای که باقی است، استفاده کن؛
که در پیری همه چیز از دست می&rlm;رود، حتی توجه به آخرت و خدای تعالی!
*امام خمینی(ره)
.......................... روز جوان مبارک
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چهارچیز را پیش از چهار چیز غنیمت شمار:
جوانی پیش از پیری
صحت پیش ازبیماری
توانگری پیش از فقر
و زندگی پیش ازمرگ (حضرت رسول-ص)
*روز جوان مبارک*
میلاد حضرت علی اکبر علیه السلام









برچسب&zwnj;ها:&nbsp;

پیامک
روزجوان
ولادت حضرت علی اکبر
حضرت ع



]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:17:33 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>روزی که عاشورای رضوی رنگ خون گرفت + تصاویر</title>
<link>https://shiz.loxblog.com/روزی-که-عاشورای-رضوی-رنگ-خون-گرفت--تصاویر</link>
<guid>https://shiz.loxblog.com/روزی-که-عاشورای-رضوی-رنگ-خون-گرفت--تصاویر</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;
عقربه&zwnj;های ساعت روز دوشنبه 30 خرداد سال 73 به عدد 14:26 نزدیک می&zwnj;شود و ناگهان صدای انفجار مهیبی در حرم رضوی می&zwnj;پیچد و بوی خون و سوختگی و دود، فضای حرم را پر می&zwnj;کند.
&nbsp;به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سپاه عاشورا&nbsp; به نقل از مشرق، بیست سال پیش&nbsp; درست روز عاشورای سال 1415 هجری قمری در ساعت 14:26 دقیقه جمعیت عزادار حسینی حرم رضوی شاهد جنایت هولناکی از سوی منافقان کوردل بود.






در حالی که رواق&zwnj;ها و صحن&zwnj;ها و بست&zwnj;های حرم مملو از جمعیت عاشقی است، ذکر یا حسین بر لبان &zwnj;آن&zwnj;ها قطع نمی&zwnj;شود و صدای نوحه صحن رضوی را عطرآگین کرده است، در این حین انفجاری سهمگین همه جا را به لرزه در می&zwnj;&zwnj;آورد.
بمب که در قسمت بالای سر مبارک ثامن&zwnj;الحجج(ع) منفجر می&zwnj;شود و همه چیز را در هم می&zwnj;ریزد و زائران را وحشت زده و سراسیمه به اطراف می&zwnj;نگرند، شدت انفجار&nbsp; به حدی است که اعضای بدن تعدادی از زائران همچون سر و دست و پا و انگشت جدا شده و به اطراف محل حتی پشت بام حرم و سقف ضریح مطهر پراکنده می&zwnj;شود.
نه تنها سطح حرم و روضه منوره رضوی آغشته می&zwnj;شود، بلکه قطعات خرد شده پوست و گوشت زائران به همراه خون، سطح دیوارهای حرم مطهر امام و داخل آن را پوشانده و به خون آغشته می&zwnj;شوند و بوی خون و سوختگی و دود، فضای حرم رضوی را پر می&zwnj;سازد.
طاقت فرساترین و سوزناکترین صحنه برای خدام رضوی آنجایی است که باید به جمع آوری و پاکسازی حرم مطهر از قطعات ریز ریز شده گوشت، پوست و خون بدن&zwnj;های پاره پاره شده زائران بپردازند، به گونه&zwnj;ای که باقی مانده بدن&zwnj;های زائران در ظهر عاشورای حسینی(ع) در سطح بیشتر رواق&zwnj;ها همچون رواق دارالحفاظ، دارالسعادة و نیز گنبد الله وردیخان، گنبد حاتم خانی و... بخش وسیعی از دیوارها را پوشانیده است، این کار سخت و جگرسوز در همان شب و با زحمت بسیار انجام گرفت و صبح روز بعد حرم فرزند موسی بن جعفر(ع) آماده زیارت و طواف عاشقان دلسوخته و عزادار شد.
&nbsp;
تصاویری از فاجعه بمب گذاری در حرم رضوی در عاشورای سال 73
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
















به مناسبت سالروز هتک حرمت به ساحت امام علی &zwnj;بن موسی&zwnj;&zwnj;الرضا(ع)، فیلمی از این حادثه هولناک که فارس منتشر کرده در ادامه می&zwnj;آید که حاوی صحنه&zwnj;های دلخراشی است.
&nbsp;&nbsp;دانلود









برچسب&zwnj;ها:&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;


]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:17:33 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>مسجدی که به فرمان امام زمان(عج) ساخته شد+ تصاویر حضور رهبر انقلاب</title>
<link>https://shiz.loxblog.com/مسجدی-که-به-فرمان-امام-زمانعج-ساخته-شد-تصاویر-حضور-رهبر-انقلاب</link>
<guid>https://shiz.loxblog.com/مسجدی-که-به-فرمان-امام-زمانعج-ساخته-شد-تصاویر-حضور-رهبر-انقلاب</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;
&nbsp;
حسن بن مثله جمکرانی می&zwnj;گوید: &zwnj;برخاستم و به در خانه آمدم، جماعتی از بزرگان را دیدم؛ سلام کردم، جواب دادند و آن&zwnj;گاه مرا آوردند تا جایگاهی که اکنون مسجد است.
&nbsp;به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سپاه عاشورا ، یکی از مکان&zwnj;های مقدس برای دعا&nbsp;و راز و نیاز با&nbsp;امام زمان(عج) طبق روایات رسیده&nbsp;مسجد مقدس جمکران در شهر قم است، به همین منظور در ادامه به تاریخچه مختصر احداث مسجد مقدس جمکران از&nbsp;کتاب &laquo;نجم&zwnj;الثاقب&raquo; تألیف محدث نوری اشاره می&zwnj;شود.
شیخ حسن بن مثله جمکرانی می&zwnj;گوید: من شب سه شنبه، هفدهم ماه مبارک رمضان سال 273 هجری در خانه خود خوابیده بودم که ناگهان عده&zwnj;ای از مردم به در خانه من آمدند و در حالی که نیمی از شب گذشته بود، مرا بیدار کردند و گفتند: &laquo;برخیز و خواسته امام مهدی(عج) را اجابت کن که تو را می&zwnj;خواند&raquo;.
حسن بن مثله جمکرانی می&zwnj;گوید: &zwnj;برخاستم و به در خانه آمدم، جماعتی از بزرگان را دیدم؛ سلام کردم، جواب دادند و آن&zwnj;گاه مرا آوردند تا جایگاهی که اکنون مسجد است. دیدم تختی گذاشته&zwnj;اند و فرشی بر آن پهن کرده&zwnj;اند و ...؛ جوانی سی&zwnj; ساله بر آن بالش&zwnj;ها تکیه کرده و شخصی پیر در مقابل او نشسته و کتابی در دست گرفته و می&zwnj;خواند، آن پیرمرد حضرت خضر(ع) بود.
آن پیرمرد مرا نشاند و امام(عج) به من فرمود: &laquo;برو و به حسن بن مسلم بگو که تو چند سال است که در این زمین می&zwnj;کاری و ما خراب می&zwnj;کنیم و پنج سال است که زراعت می&zwnj;کنی و امسال دوباره زراعت کردی، دیگر اجازه نداری که در این زمین زراعت کنی و باید هر نفعی که از این زمین برده&zwnj;ای، برگردانی تا در این مکان مسجد بنا کنند، به او بگو: حق تعالی این زمین را از میان زمین&zwnj;های دیگر برگزیده است و تو آن را همراه زمین خود گرفتی و حال آن که خداوند به سبب این عمل تو، دو پسر جوانت را از تو گرفت و تو بیدار نشدی&raquo;!.
حسن بن مثله گفت: ای مولای من، باید لیل و نشانی بر گفته شما داشته باشم تا مردم حرف مرا تصدیق کنند. حضرت(عج) فرمود: &laquo;ما در این جا علامت&zwnj;گذاری می&zwnj;کنیم، تا تو را تصدیق کنند، تو نزد سید ابوالحسن برو و بگو تا حسن بن مسلم را حاضر کند و در&zwnj;آمد چند ساله این زمین را از او بگیرد و خرج بنای مسجد کند و مابقی مخارج مسجد را از &laquo;رهق&raquo; (یکی از روستاهای کاشان) بیاورد و مسجد را تمام کند&raquo;.
&nbsp;
در ادامه تصاویری از حضور رهبر انقلاب را&nbsp;در مسجد مقدس جمکران را مشاهده می&zwnj;کنید:
&nbsp;


&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;
&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;
&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;
&nbsp;

&nbsp;

منبع: خبرگزاری بسیج]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:17:33 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>شهید همت درباره‌ بسیجیان چه گفت؟</title>
<link>https://shiz.loxblog.com/شهید-همت-درباره-بسیجیان-چه-گفت</link>
<guid>https://shiz.loxblog.com/شهید-همت-درباره-بسیجیان-چه-گفت</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;
از دوران دفاع مقدس تا به امروز هر جا سخن از حاج ابراهیم همت به میان می آید، خواسته یا ناخواسته رشته کلام به سمت بسیجیان می رود.
&nbsp;به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سپاه عاشورا ، قصه&zwnj;ی حاج همت با بسیجیان در جملات و کلمات نمی گنجد، خاطره&zwnj;ی زیر تنها گوشه ای از این عشق را بازگو می کند.حاج ابراهيم همت همان سرداري است که روزگاری در سپاه 11 قدر بیش از ده هزار نیروی بسیجی و پاسدار تحت امر او بودند. اينكه فرمانده&zwnj;اي در اين جايگاه بگويد: &laquo;من در پوتين بسيجي&zwnj;ها آب مي&zwnj;خورم&raquo; چه نكته&zwnj;اي مي&zwnj;تواند داشته باشد؟
ماجراي اصلي چه بود ؟
راوي كه خود يك بسيجي است، مي&zwnj;گويد: محو سخنان حاج همت بودم که در صبحگاه لشگر با شور و هیجان و حرکات خاص سر و دستش مشغول سخنرانی بود. مثل همیشه آنقدر صحبت&zwnj;های حاجی گیرا بود که کسی به کار دیگری نپردازد. سکوت همه جا را فرا گرفته بود و صدا فقط طنین صدای حاج همت بود و صلوات گاه به گاه بچه&zwnj;ها. تو همین اوضاع پچ پچی توجه&zwnj;ها را به خود جلب کرد. صدای یکی از بسیجی&zwnj;های کم سن و سال لشگر بود که داشت با یکی از دوستاش صحبت می&zwnj;کرد.
فرمانده دسته هرچی به این بسیجی تذکر می&zwnj;داد که ساکت شود و به صحبت&zwnj;های فرمانده لشگر گوش کند، توجهی نمی&zwnj;کرد.
.
شیطنتش گل کرده بود و مثلاً می&zwnj;خواست نشان بدهد که بچه بسیجی از فرمانده لشگرش نمی&zwnj;ترسد. خلاصه فرمانده دسته یک، برخوردی با این بسیجی کرد و همهمه&zwnj;ای اطراف آنها ایجاد شد.
سرو صداها که بالا گرفت، بالاخره حاج همت متوجه شد و صحبت&zwnj;هایش را قطع کرد و پرسید: &laquo;برادر! اون جا چه خبره؟ یک کم تحمل کنید زحمت رو کم می&zwnj;کنیم&raquo;.
کسی از میان صفوف به طرف حاجی رفت و چیزی در گوشش گفت. حاجی
سری تکان داد و رو به جمعیت کرد و خیلی محکم و قاطع گفت: &laquo;آن برادری که باهاش برخورد شده بیاد جلو.&raquo;
سکوتی سنگین همه میدان صبحگاه را فرا گرفت و لحظاتی بعد بسیجی کم سن و سال شروع کرد سلانه سلانه به سمت جایگاه حرکت کردن.
حاجی صدایش را بلندتر کرد: &laquo;بدو برادر! بجنب&raquo;
بسیجی جلوی جایگاه که رسید، حاجی محکم گفت: &laquo;بشمار سه پوتین هات را دربیار&raquo; و بعد شروع کرد به شمردن.
بسیجی کمی جا خورد و سرش را به علامت تعجب به پهلو چرخاند.
حاجی کمی تن صدایش را بلندتر کرد و گفت: &laquo;بجنب برادر! پوتین هات&raquo;
بسیجی خیلی آرام به باز کردن بند پوتین هایش [مشغول شد]، همه شاهد صحنه بودند. بسیجی پوتین پای راستش را که از پا بیرون کشید، حاجی خم شد و دستش را دراز کرد و گفت: &laquo;بده به من برادر!&raquo; بسیجی یکه&zwnj;ای خورد و بی اختیار پوتین را به دست حاجی سپرد. حاجی لنگه پوتین را روی تریبون گذاشت و دست به کمرش برد و قمقمه&zwnj;اش را درآورد. در آن را باز کرد و آب آن را درون پوتین خالی کرد. همه هاج و واج مانده بودند که این دیگر چه جور تنبیهی است؟
حاجی انگار که حواسش به هیچ کجا نباشد، مشغول کار خودش بود و یکدفعه پوتین را بلند کرد و لبه آن را به دهان گذاشت و آب داخلش را نوشید و آن را دراز کرد به طرف بسیجی و خیلی آرام گفت: &laquo;برو سرجایت برادر!&raquo; بسیجی که مثل آدم آهنی سرجایش خشکش زد بود پوتین را گرفت و حاجی هم بلند و طوری که همه بشنوند گفت: &laquo;ابراهیم همت! خاک پای همه شما بسیجی&zwnj;هاست. ابراهیم همت توی پوتین شما بسیجی&zwnj;ها آب می&zwnj;خوره&raquo;.
جوان بسیجی یکدفعه مثل برق گرفته&zwnj;ها دستش را بالا برد و فریاد زد: برای سلامتی فرمانده لشگر حق صلوات و انفجار صلوات، محوطه صبحگاه را لرزاند
منبع : خبرگزاری بسیج]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:17:33 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>چرا حضرت عباس (ع) باب‌الحوائج شد؟</title>
<link>https://shiz.loxblog.com/چرا-حضرت-عباس-ع-بابالحوائج-شد</link>
<guid>https://shiz.loxblog.com/چرا-حضرت-عباس-ع-بابالحوائج-شد</guid>

<description><![CDATA[

&nbsp;



اینکه او به مقام باب&zwnj;الحوائجی رسیده است، به خاطر این نیست که چون دست یا پای او را قطع کردند و یا چشمش را تیر باران کردند، بلکه علت آن امر دیگری است امتحانی که او پس داد هیچیک از شهدای کربلا این امتحان را پس ندادند.







حجت&zwnj;الاسلام&zwnj; والمسلمین یحیی صادقی در گفت وگویی سرّ باب الحوائجی حضرت عباس&zwnj;(ع) را تشریح کرد. خلاصه این گفتوگو به شرح زیر است. وی می گوید:
&laquo; و أبلی بلاء حسنا &raquo; عباس بن علی&zwnj;(ع)، مبتلا به آزمون سخت شد و ایثار و جان&zwnj;فشانی کرد و سر فراز بیرون آمد در بیان اینکه چرا او &laquo;باب الحوائح&raquo; الی الله است و هر گرفتار و دردمندی به او متوسل می&zwnj;شود و حاجت می&zwnj;گیرد، علل مختلفی ذکر کرده&zwnj;اند که چرا او باب&zwnj;الحوائج الی الله است آیا به خاطر این است که دست خود را از دست داد یا به خاطر این بود که فرقش شکاف برداشته است یا...
&laquo;از حسن روی یوسف دست بریده سهل است / در کوی دلبر ما سرها بریده بینی&raquo;
در روز عاشورا اصحاب ابا عبد الله واقعاً مردانه ایستادگی کردند، 72 نفر در برابر سی هزار نفر بودند و آنقدر رشادت کردند که این جنگ تا عصر عاشورا طول کشید.
نیزه&zwnj;ها بدن&zwnj;ها را پاره پاره کرد، اما روح که تسخیر پذیر نیست، آن کرامت&zwnj;های اخلاقی قابل تغییر و تحول نبود، ثابت قدم ماندند و به کوی جانان رفتند.
حضرت عباس گرفتار آزمون سخت شد و سربلند از آن بیرون آمد؛ آن حضرت القاب فراوانی دارد یکی از القاب او &laquo;عبد صالح&raquo; است &laquo; السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِح الْمُطِیعُ لِلَّهِ وَ لِرَسُوله &raquo; [9] یکی از القاب او &laquo;سقاست&raquo; و از القاب او &laquo;صاحب اللواء&raquo; است او پرچمدار کربلاست.
لقب دیگر او باب الجوائح است، بزرگان وجوهی ذکر کرده&zwnj;اند که چرا او قبله حاجات ارباب حوائج است.
مرحوم آقای برقعی می&zwnj;گفت: اینکه او به مقام باب&zwnj;الحوائجی رسیده است، به خاطر این نیست که چون دست یا پای او را قطع کردند و یا چشمش را تیر باران کردند، بلکه علت آن امر دیگری است امتحانی که او پس داد هیچیک از شهدای کربلا این امتحان را پس ندادند.
حضرت ابوالفضل&zwnj;(ع) تشنه بودند و وارد شریعه فرات شدند و موج&zwnj;های فرات را دیدند، انسان تشنه&zwnj;ایی که سه روز آب نخورده است و مشکش را پر از آب کرده است، کفی ازآب فرات را برداشت و یاد تشنگی برادر نبود و این کف آب را به بالا آورد و هنوز تشنگی برادر را به خاطر ندارد، همین که آب را نزدیک لب&zwnj;ها آورد و مماس لب&zwnj;های تشنه او شد اینجا بود که &laquo;فتذکر عطش اخیه الحسین&raquo;[10] یاد تشنگی برادر کرد و این رجز را خواند.
&laquo;یا نفسیُ مِنْ بعدِ الحسین هونی وبعده لا کُنتِ أن تکونی
هذا الحسین وارد المنون وتشربین بارد المعین!؟
تا اللّه ما هذا فعال دینی&raquo;
خطاب به نفس خود گفت تو سیراب باشی و اطفال ابی عبد الله فریاد تشنگی&zwnj;شان به آسمان برسد.بعد قسم یاد کرد که به خدا این رفتار دین نیست که من با لب سیراب از شریعه بیرون بروم، ولی اطفال حجت خدا تشنه باشند.جناب سید حبیب الله چایچیان معروف به &laquo;حسان&raquo; در کتاب اشک&zwnj;ها بریزید اشعار نغری دارد.
کربلا کعبه عشق است و من اندر احرام
شد در این کعبه عشاق دو تا تقصیرم
دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد
چشم من کرد از آن آب روان تصویرم
باید این دیده و این دست دهم قربانی
تا قبول افتد حج من و تقصیرم
با خود گفت، من این را هم بر خودم نمی&zwnj;بخشم، چرا دست زیر آب کردم و تا نزدیک لب&zwnj;ها آوردم؟ این بر مُحرم حرام است، چرا که من محرم هستم و کربلا محل احرام می&zwnj;باشد، یکی از محرمات احرام، نگاه به آیینه است گویا عباس بن علی خطاب به نفسش می&zwnj;گوید؛ ای عباس چرا بر آب نکاه کردی و خودت را دیدی! به جرم این محرمات احرام در کربلا، باید این چشم و دست خود را قربانی کنی، تا فدیه این دو عملت باشد.
مرحوم برقعی می&zwnj;گفت: غیر از چشم بیدار خدا کسی عباس را نمی&zwnj;دید و اگر عباس از شریعه؛ آب می&zwnj;خورد کسی خبر نداشت، لکن برای رضای خدا، با نهایت خلوص آب را روی آب ریخت و با برادر مساوات کرد و در کوران حوادث قمر بنی&zwnj;هاشم آزمون&zwnj;های سختی داد و سربلند بیرون آمد و شهید از دنیا رفت.







برچسب&zwnj;ها:&nbsp;

حضرت عباس (ع)
باب&zwnj;الحوائج
ابوالفضل العباس
&nbsp;













&nbsp;


کد مطلب:&nbsp;23138
تاریخ انتشار:&nbsp;1392/03/23 - 18:00
&nbsp;

]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:17:33 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>مستند صعود / ناگفته هایی از زندگی مردی که می خواست اسرائیل را نابود کند</title>
<link>https://shiz.loxblog.com/مستند-صعود--ناگفته-هایی-از-زندگی-مردی-که-می-خواست-اسرائیل-را-نابود-کند</link>
<guid>https://shiz.loxblog.com/مستند-صعود--ناگفته-هایی-از-زندگی-مردی-که-می-خواست-اسرائیل-را-نابود-کند</guid>

<description><![CDATA[

&nbsp;



مستند صعود کاری است از برنامه ثریا -دیدبانی برای پیشرفت- در گروه اجتماعی شبکه یک سیما با نگاهی به زندگی علمی شهید حسن طهرانی مقدم،روایتی متفاوت از تاریخچه موشکی ایران خواهد داشت.








مستند صعود کاری است از برنامه ثریا -دیدبانی برای پیشرفت- در گروه اجتماعی شبکه یک سیما با نگاهی به زندگی علمی شهید حسن طهرانی مقدم،روایتی متفاوت از تاریخچه موشکی ایران خواهد داشت.







در این مستند برای اولین بار به نقاط عطف تاریخچه موشکی ایران از جمله موضوع خرابکاری نیروهای لیبی در سکوهای پرتاب موشکی ایران و چگونگی عبور از این بحران در دوران دفاع مقدس پرداخته می&zwnj;شود و با بیان خاطرات آن زمان برگه تازه&zwnj;ای از تاریخ موشکی ایران و مجاهدت شهید مقدم و یارانش ورق می&zwnj;خورد.
همچنین فعالیت&zwnj;های علمی و برخی از دستاوردهای مهم علمی این شهید به خصوص در سالهای اخیر از جمله دستیابی ایران سوخت جامد و موشک&zwnj;های بالستیک با بردهای متوسط و بالا اشاره نمود.
ایشان در ایام عید غدیر خم در پی یک حادثه در محل آخرین پروژه موشکی خود به همراه ۳۵ نفر از همکارانش در سازمان جهاد خودکفایی سپاه به شهادت رسید.
سردار حسن طهرانی&zwnj;مقدم به عنوان پژوهشگر دانشگاه امام حسین(ع) و مسئول سازمان جهاد خودکفایی سپاه بود که در دوران خدمت خود خدمات ارزشمندی بجای گذاشت.
همچنین از دیگر قسمت&zwnj;های این مستند می&zwnj;توان به آموزش نیروهای ایرانی در سوریه اشاره داشت. راوی در قسمتی از این مستند می&zwnj;گوید که&nbsp;&laquo;&hellip; به عربی مقدم می&zwnj;شود سرهنگ. ما وقتی صدا می&zwnj;زدیم مقدم همه تعجب می&zwnj;کردند که یک بچه زیره میزه چطوری شده سرهنگ!!&hellip;&raquo;
در این مستند بعضی از تصاویر پرتاب موشک برای اولین بار به نمایش در می&zwnj;آید همچنین در جای جای مستند تکه فیلم&zwnj;هایی نابی از شهید طهرانی مقدم به نمایش در آمده که ضمن اینکه اولین باری می&zwnj;باشد که پخش می گردند نمایشگر عظمت و بزرگی این شهید عزیز می&zwnj;باشد.
+لینک دانلود مستند صعود 









برچسب&zwnj;ها:&nbsp;

مستند صعود
شهید حسن تهرانی مقدم
شهید حسن طهرانی مقدم
مرد 









&nbsp;


کد مطلب:&nbsp;23139
تاریخ انتشار:&nbsp;1392/03/23 - 18:06
&nbsp;


&nbsp;

گروه خبری:
تاریخ, حماسه و مقاومت, دانشگاه, سیاسی, فن آوری





]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:17:33 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>ویژه نامه ولادت موالید شعبانیه</title>
<link>https://shiz.loxblog.com/ویژه-نامه-ولادت-موالید-شعبانیه</link>
<guid>https://shiz.loxblog.com/ویژه-نامه-ولادت-موالید-شعبانیه</guid>

<description><![CDATA[

&nbsp;



مگر نه با ولادت تو، عشق متولد شد، رشادت رشد کرد، شهامت رنگ گرفت، ایثار معنا؛ شهادت، قداست؛ و خون، آبرو گرفت؟مگر نه با ولادت تو، زلال ترین تقوا از چشمه سار وجود جوشید؟ مگر نه با ولادت تو &quot;موج&quot;، موجودیت یافت؟








مگر نه با ولادت تو، عشق متولد شد، رشادت رشد کرد، شهامت رنگ گرفت، ایثار معنا؛ شهادت، قداست؛ و خون، آبرو گرفت؟مگر نه با ولادت تو، زلال ترین تقوا از چشمه سار وجود جوشید؟ مگر نه با ولادت تو &quot;موج&quot;، موجودیت یافت؟








    
        
            
            مگر نه این که &quot; نسیم&quot; با تولد تو متولد شد و مگر نه &quot; صاعقه&quot; اولین نگاه تو در گهواره بود و مگر نه &quot;عشق&quot; در کلاس تو، درس می خواند و مگر نه &quot; ایثار&quot; به تو مقروض شد و مگر نه &quot; آفرینش&quot; از روح تو جان گرفت؟پس چرا ما خبر &quot; ولادت&quot; &nbsp;تو را هم که می شنویم، بغض گلویمان را می فشرد؟
            پس چرا ما در روز ولادت تو نیز اشک، پهنای صورتمان را فرا می گیرد؟...
            
        
        
            
            ارتباط&nbsp;حضرت&nbsp;مهدى با امام حسین علیه السلام
            بدون تردید پیوستگى و ارتباط امام حسین علیه السلام با آخرین حجت الهى حضرت بقیة&rlm;اللّه&rlm; عجل الله فرجه بسیار بارز و در خور تعمّق است؛ چرا كه با بررسى ابعاد مختلف پیوند این دو حجّت الهى به&rlm;خوبى چگونگى فراهم شدن بستر حاكمیّت احكام و ارزشهاى الهى در سرتا سر عالم مشخص مى&rlm;شود. این نوشته در پى آن است كه برخى از پیوستگیهاى حضرت سیدالشهداءعلیه السلام با موعود بزرگ جهانى حضرت مهدى علیه السلام را روشن سازد.
            
        
        
            
            
            اشعار میلاد حضرت عباس (ع) - اشعار میلاد امام حسین (ع) - اشعار میلاد امام سجاد (ع)
            
            &nbsp;
             مداحی و مولودی ولادت ابا عبدالله الحسین علیهم السلام (تصویری)
             مداحی و مولودی ولادت امام سجاد علیهم السلام (تصویری)
             مداحی و مولودی ولادت ابوالفضل العباس علیهم السلام (تصویری)
            
        
        
            
            
             مدح و منقبت ولادت ابا عبدالله الحسین علیهم السلام (صوتی)
            مدایح ولادت با سعادت امام حسین (علیه السلام) (اشعار)
            مژده ای دل که دگر سوم شعبان آمد - شیر محبت - هوای بیدلان - عزیز هر دو جهان - میلاد همایون حسین بن علی - جاوید باد یاد تو در دل - سخت حیران حسینم - كعبه&zwnj;ی هفتاد و دو ملت - پناه مستمندان...
            
        
        
            
            گزیده ای از اخلاق و رفتار امام(ع) 
            احترامى كه جامعه براى حسين (ع ) قائل بود، بدان جهت بود كه او با مردم زندگى ميكرد - از مردم و معاشرتشان كناره نمي جست - با جان جامعه هماهنگ بود، چونان ديگران از مواهب و مصائب يك اجتماع برخوردار بود، و بالاتر از همه ايمان بي تزلزل او به خداوند، او را غمخوار و ياور مردم ساخته بود. و گرنه ، او نه كاخ هاى مجلل داشت و نه سربازان و غلامان محافظ، و هرگز مثل جباران راه آمد و شد را به گذرش بر مردم نمي بستند...
            
        
        
            
            
             کتابخانه (متن + دانلود کتاب)
            &nbsp;
             ولادت امام حسین (علیه السلام) - (فایل فلش)
             یادگاری : کاغذ دیواری(WallPaper)
             &nbsp;اسکرین سیور (Screen Saver):
            ***دانلود محافظ صفحه :- شماره یک ، - شماره دو
            
        
        
            
             آثار و بركات اخلاقى - تربيتى سيد الشهداء (عليه السلام) 
            ايجاد اخلاق جديد در جامعه مسلمين - احساس گناه در بين مسلمين - ازدياد محبوبيت سيد الشهداء (ع) و خاندان وحى&rlm;
            
        
        
            
             امام حسين(ع) و تربيت فرزند 
            حادثه كربلا از منظر تربيت فرزندان - توجه به نيازهاى فرزندان - رفتار حضرت با فرزندان و نو جوانان در ميدان جنگ - رفتار حضرت نسبت &rlm;به فرزند بيمارش زين العابدين(ع) - رفتار حضرت نسبت &rlm;به خانواده و فرزندان در لحظه وداع&nbsp; - &nbsp;سفارش به فرزندان يتيم و بازماندگان - پاسخگويى به پرسشهاى فرزندان - &nbsp;نقش آزادى و انتخاب در تربيت فرزندان...
            
        
        
            
             زندگانى تحليلى سيد الشهداء(ع)
            اينك،پس از آگاهى از قيام و معناى آن،اين پرسش پيش مى&rlm; آيد:آيا قيام،نتايج&rlm; خود را به بار آورد و واقعيتى را دگرگون ساخت؟آيا پيروزى&rlm;ببار آورده و دشمنان را درهم كوفت؟بسا كه بسيارى از تاريخ دانان،مدعى&rlm;اند كه قيام شكست&rlm; خورد. زيرا،پيروزى سياسى فورى كه واقعيت جهان اسلام را به وضعى بهتر از حالتى&rlm;كه پيش از قيام داشت در آورد،در بر نداشت.
            
        
        
            
            
            &nbsp;
            &nbsp;
             ویژه نامه سال گذشته
            
        
    

منبع:وبسایت شهید آوینی









برچسب&zwnj;ها:&nbsp;

ویژه نامه
ولادت
موالید شعبانیه
نبمه شعبان
شعبان



]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:17:33 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>ماجرای داش علی مست و حضرت ابوالفضل العباس(ع)</title>
<link>https://shiz.loxblog.com/ماجرای-داش-علی-مست-و-حضرت-ابوالفضل-العباسع-1</link>
<guid>https://shiz.loxblog.com/ماجرای-داش-علی-مست-و-حضرت-ابوالفضل-العباسع-1</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;

صاحب مغازه وقتی از سرقت اموالش مطلع شد، صدا زد: یا اباالفضل! من سقاخانه&zwnj;ات را تمیز مى&zwnj;کردم، آب مى&zwnj;ریختم، مردم را به یاد شما و برادرت حسین(ع) مى&zwnj;انداختم، حالا باید دزد مغازه مرا بزند؟ اگر مال من برنگردد، دیگر نه من و نه تو!
&nbsp;صاحب مغازه وقتی از سرقت اموالش مطلع شد، صدا زد: یا اباالفضل! من سقاخانه&zwnj;ات را تمیز مى&zwnj;کردم، آب مى&zwnj;ریختم، مردم را به یاد شما و برادرت حسین(ع) مى&zwnj;انداختم، حالا باید دزد مغازه مرا بزند؟ اگر مال من برنگردد، دیگر نه من و نه تو!






روز چهارم شعبان سال بیست و شش هجری است، غنچه لبخند از لبان مبارک امام حسین(ع) دور نمی&zwnj;شود، چرا که در این روز علمدار سپاهش، برادر امینش، ماه منیرش حضرت ابوالفضل &zwnj;العباس(ع) پا به عرصه گیتی نهاده است.
به مناسبت میلاد فرخنده این یار صدیق و وفادار اباعبدالله الحسین(ع) بر آن شدیم که برخی از کرامات قمر بنی&zwnj; هاشم را از کتاب &laquo;کرامات العباسیه(ع)&raquo; تدوین على میرخلف&zwnj;زاده نقل کنیم که در ادامه می&zwnj;آید:
*ماجرای داش علی مست و روضه حضرت عباس(ع)
یکى از جاهل&zwnj;هاى محل ما &laquo;داش على&raquo; بود که چند سال پیش فوت شد، در زمان حیاتش یک روز من از توى بازار رد مى&zwnj;شدم، دیدم داش على بازار را قُرقُ کرده و چاقویش را هم دستش گرفته و یک نفس کش جرأت نطق نداشت، آن روزها هنوز ماشین و اتومبیل نبود، من با قاطر به مجالس سوگواری حضرت سیدالشهدا(ع ) مى&zwnj;رفتم، از سرگذر که رد شدم متوجه شدم که مرا دید و تا چشمش به من افتاد، گفت: از قاطر پیاده شو، پیاده شدم، گفت: کجا مى&zwnj;روى؟
دیدم مست مست است و باید با او راه رفت، گفتم: به مجلس روضه مى&zwnj;روم!
گفت: یک روضه ابوالفضل همین جا برایم بخوان، چون چاره&zwnj;اى نداشتم، یک روضه اباالفضل(ع ) برایش خواندم، داش على بنا کرد گریه کردن، اشک&zwnj;ها روى گونه&zwnj;اش مى&zwnj;غلتید و روى زمین مى&zwnj;ریخت، چاقویش را غلاف کرد و قرق تمام شد، بعد فهمیدم همان روضه کارش را درست کرده و باعث توبه&zwnj;اش شده بود.
چند سال بعد داش على مرد، چند شب بعد از فوتش او را در خواب دیدم، حال او را پرسیدم، مثل اینکه مى&zwnj;دانست مى&zwnj;خواهم وضع شب اول قبرش را بپرسم، گفت: راستش این است که تا آمدند از من سؤال&zwnj;هایی بکنند، سقائى آمد ـ مقصودش حضرت ابوالفضل(ع) بود ـ و فرمود: داش على غلام ما است، کارى به کارش نداشته باشید.
*شربتی که حضرت عباس(ع) به یک طلبه داد
در مدرسه باقریه درب کوشک اصفهان بودم که با شیخ پیرمردى از اهل خوزستان آشنا شدم به او گفتم: از کراماتى که از آقا حضرت اباالفضل(ع) با چشم خود دیده است، برای من نقل کند.
گفت: من وقتى که جوان بودم هر چه درس مى&zwnj;خواندم توى مغزم نمى&zwnj;رفت تا اینکه یک روز خواندم که طلبه&zwnj;اى هر چه درس مى&zwnj;خواند نمى&zwnj;فهمید و درس نخوانده مى&zwnj;خواست عالم شود، متوسل به حضرت اباالفضل(ع) مى&zwnj;شود تا اینکه یک شب خواب مى&zwnj;بیند حضرت چوب در دست دارد و او را مى&zwnj;خواهد بزند، حضرت به او فرمود: باید بروى درس بخوانى، از خواب بیدار مى&zwnj;شود و دنبال درس را مى&zwnj;گیرد و از علما مى&zwnj;شود.
تا این داستان را دیدم دلم شکست و گریه زیادى کردم و بعد خوابم برد، در عالم خواب دیدم آقا حضرت اباالفضل(ع) مقدارى شربت به من عنایت فرمود، وقتى که از خواب بیدار شدم و رفتم سر کتاب دیدم همه را متوجه مى&zwnj;شوم، هنگامى که سر درس رفتم از استادم اشکال مى&zwnj;گرفتم.
یک روز از بس از استادم اشکال گرفتم از دستم خسته شد، بعد از درس در گوشم فرمود: آنچه که حضرت اباالفضل(ع) به تو داده به من هم عنایت کرده است، این قدر سر درس اشکال تراشى نکن!
*داستان سقاخانه&zwnj;ای که مال کاسب بود و مغازه مال حضرت عباس(ع)!
کاسبى در بازار اصفهان مغازه&zwnj;اى داشت و کنار مغازه&zwnj;اش سقاخانه&zwnj;اى به نام &laquo;آقا اباالفضل(ع)&raquo; بود، او چون علاقه زیادى به حضرت عباس(ع ) داشت، مى&zwnj;گفت: آقاجان من به عشق شما این سقاخانه را تمیز مى&zwnj;کنم و از آن به خوبى نگهدارى مى&zwnj;کنم و آن را آب مى&zwnj;کنم که مردم جگر داغ شده، از آن بیاشامند و بیاد لب تشنه برادرت حسین(ع ) و فداکارى و ایثار و وفاى شما بیفتند و شما هم در عوض مغازه مرا نگهدارى کن که یک وقت سارق و دزد به آن نزند.
هر روز کارش این بود که سقاخانه حضرت اباالفضل(ع) را تمیز مى&zwnj;کرد و آب در آن مى&zwnj;ریخت و یخ مى&zwnj;گذاشت و مردم لب تشنه از آن مى&zwnj;آشامیدند و مى&zwnj;رفتند، یک روز صبح به مغازه آمد و مشاهده کرد که تمام لوازم مغازه را دزدیده&zwnj;اند، خیلى ناراحت شد، صدا زد: یا اباالفضل! من سقاخانه&zwnj;ات را تمیز مى&zwnj;کردم، آب مى&zwnj;ریختم، یخ مى&zwnj;گذاشتم، این قدر به شما علاقه داشتم و محبت مى&zwnj;کردم و مردم را به یاد شما و برادرت حسین(ع) مى&zwnj;انداختم، حالا باید دزد مغازه مرا بزند، اگر مال من برنگردد، دیگر نه من و نه تو...!
با عصبانیت به خانه بر مى&zwnj;گردد، روز بعد به مغازه می&zwnj;آید و مشاهده مى&zwnj;کند تمام لوازم و اجناس مغازه&zwnj;اش سر جایش برگشته و دو نفر دم دَرِ مغازه ایستاده&zwnj;اند و رنگ صورتشان زرد است و مضطربند تا چشمشان به صاحب مغازه مى&zwnj;افتد به دست و پاى او مى&zwnj;افتند و مى گویند: اى آقا! ما را ببخش، &zwj; چون آقا حضرت اباالفضل(ع) رضایت شما را خواسته و الا ما هلاک خواهیم شد.
*حضرت زهرا(س) قمر بنی&zwnj;هاشم را فرزند خود می&zwnj;داند
یکى از آقایان کربلایى روزى دو یا سه مرتبه به زیارت حضرت سیدالشهدا(ع) مى&zwnj;رفت و روزى یک مرتبه به زیارت حضرت عباس(ع) مى&zwnj;آمد، یک شب در عالم رؤیا حضرت فاطمه زهرا(س) را زیارت مى&zwnj;کند و محضر مقدس آن حضرت شرفیاب مى&zwnj;شود و سلام مى&zwnj;کند، حضرت به او اعتنایى نمى&zwnj;کند.
عرض مى&zwnj;کند: اى سیده من! تقصیر من چیست ؟ از من چه قصورى سر زده که مورد بى&zwnj;اعتنایى شما قرار گرفتم ؟!
حضرت(س) فرمود: به خاطر اینکه تو به زیارت فرزندم بى اعتنایى کردى.
مى&zwnj;گوید: اتفاقاً من روزى دو سه مرتبه به زیارت فرزند گرامى شما مى&zwnj;روم.
حضرت(س) فرموده بودند: بله! فرزندم حسین را زیارت مى&zwnj;کنى، ولى فرزندم ابوالفضل العباس(ع) را یک مرتبه به زیارتش مى&zwnj;روى، من مایلم این فرزندم را مانند فرزندم حسین زیارت کنى.
*هنگامی که پیامبر(ص) شفاعت باب&zwnj; الحوائج را قبول کرد
مرد صالح و اهل خیرى در کربلا زندگى می&zwnj;کرد که فرزندش مرض سختى مى&zwnj;گیرد، هر چه حکیم و دوا مى&zwnj;کند نتیجه&zwnj;اى نمى&zwnj;گیرد، در آخر متوسل به ساحت مقدس حضرت ابوالفضل العباس(ع) مى&zwnj;شود.
فرزند مریض را به حرم مطهر آورده و به ضریح مى&zwnj;بندد و مى&zwnj;گوید: یا ابوالفضل! من دیگه از معالجه&zwnj;اش خسته شدم، هر جا که بردمش جوابم کردند، تو باب الحوائجى و از خدا شفاى این بچه را بخواه ...!
صبح روز بعد یکى از دوستانش پیش او می&zwnj;آید و می&zwnj;گوید: براى شفاى بچه&zwnj;ات دیشب خواب دیدم، گفت : چه خوابى دیدى؟ گفت: خواب دیدم که آقا قمر بنى هاشم(ع) براى شفاى فرزندت دعا می&zwnj;کرد و از خدا شفاى او را مى&zwnj;خواست.
در این بین ملکى از طرف رسول خدا(ص) خدمت آن حضرت مشرف شد و گفت: حضرت رسول خدا(ص) مى&zwnj;فرماید: عباسم درباره شفاى این جوان شفاعت نکن، زیرا پیمانه عمر او تمام شده و مرگش رسیده است.
حضرت به آن ملک فرمود: تشریف ببرید به حضرت رسول الله(ص) بفرمایید: عباس بن على سلام مى&zwnj;رساند و مى&zwnj;گوید: به وسیله شما از خدا تقاضاى شفاى این مریض را مى&zwnj;کنم و درخواست دارم که او را مورد عنایت قرار دهید.
ملک رفت و برگشت و همان سخن قبل را گفت که اجل او رسیده است.
باز آقا قمر بنى هاشم(ع) سخنان خود را تکرار فرمود، این گفت&zwnj;وگو سه مرتبه تکرار شد، مرتبه چهارم که ملک حرف قبلیش را می&zwnj;زد، آقا ابوالفضل(ع) فرمود: برو سلام مرا به رسول الله برسانید و بگویید مرا ابوالفضل مى&zwnj;گویند: مگر خداوند مرا باب الحوائج نخوانده است؟ مگر مردم مرا به این شهرت نمى&zwnj;شناسند؟
مردم به خاطر این اسم به من متوسل مى&zwnj;شوند و به وسیله من شفاى مریض&zwnj;هایشان را از خدا مى&zwnj;خواهند حالا که این طور است پس اسم باب الحوائجى را از من بگیرد تا مردم دیگر مرا باب الحوائج نخوانند.
تا این پیام به پیغمبر(ص) رسید، حضرت تبسمى کرد و فرمود: برو به عباسم بگو خدا چشم ترا روشن کند تو همیشه باب الحوائجى و براى هر کس که می&zwnj;خواهى شفاعت کن و خداوند متعال به برکت تو این بچه را شفا فرمود./فارس









برچسب&zwnj;ها:&nbsp;



کد مطلب:&nbsp;23182
تاریخ انتشار:&nbsp;1392/03/25 - 20:22
&nbsp;


&nbsp;

گروه خبری:
مذهبی

&nbsp;



    برای ارسال دیدگاه&nbsp;وارد&nbsp;شوید
    &nbsp;
    نسخه مناسب چاپ
    &nbsp;
    ارسال توسط ایمیل




&nbsp;


]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:17:33 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نقش نگین انگشتر امام‌حسین(ع) چه‌بود؟</title>
<link>https://shiz.loxblog.com/نقش-نگین-انگشتر-امامحسینع-چهبود</link>
<guid>https://shiz.loxblog.com/نقش-نگین-انگشتر-امامحسینع-چهبود</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;




ائمه معصومین (علیهم السلام )هر کدام شعار و جمله ای را بر نگین انگشتر خود حک می کردند که نشان دهنده روح و فکر خاص آن بزرگواران بود.








ائمه معصومین (علیهم السلام )هر کدام شعار و جمله ای را بر نگین انگشتر خود حک می کردند که نشان دهنده روح و فکر خاص آن بزرگواران بود.







نقش نگین انگشتر سیدالشهداء (ع) عبارت بود از &laquo; اِن اللهَ بالِغُ اَمْرِهِ &raquo; و به نقلی دو انگشتر داشت. برنگین یکی &laquo; لاإ لهَ إ لا الله ، عُدةٌ لِلِقأ الله &raquo; و بر دیگری &laquo; ان اللهَ بالِغُ اَمْرِهِ &raquo; بود . (سفینة البحار ، ج 1 ، ص 377) هر دو تعبیر ، گویای روح شهادت طلب آن حضرت و مقام رضا و تسلیم او به دیدار خدا و پروردگار است .(فرهنگ عاشورا، صفحه 450) روایت است که در دست امام صادق (ع) انگشتر جدش حسین بن علی (ع) بود و برنگین آن نوشته بود : &laquo; لا اِلهَ إ لا الله عُدةٌ لِلِقأ الله &raquo; (امالی صدوق ، ص 124) و این نیز که توحید ، سرمایه لقای الهی است ، نشان دهنده روح خداجویی و شهادت طلبی اوست .









برچسب&zwnj;ها:&nbsp;

نقش نگین انگشتر امام&zwnj;حسین(ع)
نقش نگین
انگشتر
امام&zwnj;حسین(ع)
&nbsp;
&nbsp;






کد مطلب:&nbsp;23124
تاریخ انتشار:&nbsp;1392/03/22 - 17:54
&nbsp;

]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:17:33 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

